احمد بن حسين بن على كاتب

31

تاريخ جديد يزد ( فارسى )

چند كوه در ميان اين دريا بود و بندر او « بارجين » بود كه امروز او را « بارگين » مىخوانند . و از معجزات مولود حضرت پيغمبر آخر الزمان صلى اللّه عليه و آله و سلم يكى آن بود كه در آن شب آب اين دريا خشك شد و آتش تمام آتشكده‌ها بمرد و طاق ايوان كسرى بشكست ، چنان كه گفته‌اند : شعر آن شب كه ز مادر او جدا شد * عالم همه از بلا رها شد هم آتش تيز فارس مرده * هم آب سياه ساوه برده اما بناى مدينهء ميبد اصح آنست كه در زمان قباد شهريار بوده و تحقيق آن و بناى قلعهء رفيع آن در قصهء شاه قباد در محل خود خواهد آمد . اما يزدگرد اصغر در يزد بناهاى عالى بساخت و قصرى رفيع برافراخت و مقنيان بياورد و چند كاريز جارى كرد : يكى يزد آباد و ديگر دهاباد و ثالث پادين و بفرمود [ 35 ] در يك فرسنگى شهر دخمه در سنگ ببريدند . مشهور به كوه دودولويه كه در اندرون آن روى به قريب نيم فرسنگ در سنگ نقب / 32 / ببريده‌اند و گويند آب در آنجا جارى است و آواز آب مىآيد . و شاه بهرام شب و روز به عيش و شكار مشغول بوده و شاهزاده يزدگرد در يزد به عمارت مشغول بود . آمدن خاقان به ايران و محاربهء شاه بهرام با خاقان چون امرا و لشكربان ديدند كه شاه بهرام از مملكت و رعايا فراغت دارد بعضى مفسدان به خاقان نامه نوشتند و از بهرام گله كردند و خاقان را به ايران و تسخير ملك عجم نويد دادند . خاقان خرم شد و لشكر بىشمار به عدد سيصد هزار عرض داد و از جيحون عبور كرد و به خراسان درآمد و تمام خراسان در تصرف گرفت و در مرو بندگاه بساخت . و چون اين خبر به بهرام رسيد به غايت مشوش شد . امرا و لشكريان را طلب كرد . ايشان را نه بر جادهء متابعت يافت . از خاصگيان سيصد مرد گزين كرد و دو اسبه مكمل ، و از طيسفون به رسم شكار سر در شكار كشيد و از مملكت بيرون رفت و صيدكنان كوه به